استاد اسماعیل حیدری فرد یکی ار مدرسان آگاه ودلسوز فیزیک کشور است که در آموزش معلمین ،تدوین کتابهای درسی ّ،برنامه ریزی،برگزاری همایشها وکنفرانسها همکاری بسیار دارد.ویژگی مهم وممتاز او آن است که همیشه وسایل آزمایش وکارهایی که می خواهد انجام دهد، همراه داردوهمواره برای پاسخگوئی به معلمان ودانش آموزان آمده است.او با برنامه وطرح درس در کلاس می رود. دانشجو ودانش آموز درکلاس او شاد ،پر نشاط وفعال است وهمه را در کلاس به کار می گیرد.

پنج شنبه, 19 مرداد 1396 15:52

چرا در آموزش فیزیک قشنگ نیستیم؟

 

یکی از دلایلی که ما قشنگ نیستیم مهادگرایی فوق العاده ارضا نشده در درون ماست. مهادگرایی از دوران راهنمایی تا دانشگاه ادامه دارد. فرد می خواهد جهان را با اندیشه های خود تغییر دهد. عدم توجه به نظر کارشناسان و لجبازی رو کم کنانه ای است که از بچگی در ما ریشه دوانده است. بیشتر دوست داریم تا انتقام تمام کجی هایی که در زندگی تجربه کرده ایم را با یک نفر تسویه کنیم. این روش را می توانیم تخلیه ی روانی عصبیت بنامیم. این اسم یا هر اسم دیگری نماینده ی یک چیز است. ما قشنگ نیستیم.

 

هر سال یک زباله دانی از مدارس را به من تحویل می دهند. تمیز و مرتب که شد از من تحویل می گیرند و دوباره به صورت زباله دانی نگهداری می کنند. این رسم آموزش و پرورش را 24 سال است که می بینم. مگر این که مدیر شیفته و دلسوخته ای آن را از آسیب روزگار دور کند.

 محتوای آموزش مدرن ابر منطق هاست ابر منطق ها دستوراتی هستند که در پشت قوانین متداول علوم حضور دارند و جز با آزمایش و تجربه کردن نمی توان آنها را آموخت. ابر منطق ها ساختاری همپوشاننده دارند. مثلا چند متغیر خارج از تعریف متداول ما هستند که ناگهان ظاهر می شوند یا از قبل بر روی سیستم تحت فرمان ما به صورت در هم تنیده حضور دارند. در نگاه اول مشاهده نمی توان ابرمنطق ها را شناخت. مثلا در نانوایی منتظر رسیدن نوبت خودتان هستید که ناگهان فردی فرا می رسد و مدعی می شود که جلوتر از شماست و دهها نشانی می دهد که شما بعد از او هستید. با استدلالی که فقط خودش به منطقی بودن آن آگاه است سعی می کند شما را مجاب کند که نوبت شما بعد از اوست. در این هنگام شما حق را به او ممکن است ندهید و حتی با او برخورد کنید و نپذیرید. حالا فرض کنید که همین شرایط برای خود شما در یک نانوایی دیگری رخ می دهد و دوباره با دهها استدلالی که می آورید و فقط خودتان آن را دیده اید سعی می کنید فرد دیگری را قانع کنید که حق با شماست و اکنون نوبت شماست!

علم نوین از بستر تجربه و مشاهده گذر کرده است. اکنون بحث اجماع علمی و ابر منطق شهود جمعی بر علم حکمفرماست. این یک ابرمنطق نوین در آزمایش های فیزیک و علم است. در شیمی و زیست نیز به همین شکل ابرمنطق علم به صورت توافق دانشمندان حضور دارد. چه دلیلی داریم که یک متر صد سانتی متر است؟
ممکن است که در یک لحظه ای پدیده ای در آزمایشگاه رخ دهد که سابقه ی قبلی نداشته باشد و یا مورد توافق مجموعه ای از دانش ما نباشد. این امر می تواند مشقی برای زندگی باشد که چگونه با مفاهیم نامعلوم و ناشناخته باید رودررو شد. آیا برخورد فیزیکی و گلاویز شدن جواب مساله خواهد بود؟ کلیسا با گالیله همین کار را کرد ولی صورت مساله ی حرکت کره ی زمین همچنان باقی ماند. کشفیات بعدی ، درست بودن دیدگاه گالیله را پذیرفت. چه کلیسا تسلیم شده باشد ، چه نشده باشد ، هم اکنون آموزش نجوم و فیزیک حرکت زمین با دیدگاه گالیله ای صورت می گیرد و این همان ابر منطق توافق یا اجماع علمی است که در طی چند قرن اخیر در علم صورت گرفته است.
جهان واقعی مجموعه ای از بس وردش ها (متغیرها) ست و لزوما در نگاه اول همه چیز معلوم نیست و اصلا مشخص نمی شود که باید به کدام متغیر یا وردش توجه کرد. خیلی مواقع فکر می کنیم جواب را می دانیم ولی حقیقت این است که این قضاوت ماست و حتی صورت سوال و مساله را هم نمی خوانیم و اصلا مساله را نمی دانیم.
برنامه ریزی برای تجهیز آزمایشگاهها ، بهینه سازی ادراک ابزاری دانش آموزان ، توانمندسازی در حوزه ی گزارش نویسی ، مهارت ابزارخوانی ، مشاهده ی عملکرد عدد نویسی ، ساخت و تولید ، ابداع و نوآوری و دهها مفهوم مهم در بستر آزمایشگاه رخ می دهند و از نگارش صرف تست های آزمونی ، محصول چندانی بدست نمی آید. عملیات تست های آزمونی در نقطه ی مقابل فعالیت های آزمایشگاهی نشسته است و با هدف حذف بخش های عملیاتی پرزحمت ، کوتاهترین مسیرها را که معرفت بشری قبلا باید بداند ، را می آزمایند. بخش شهودی و عملیات ادراک تجسمی و معرفت شناسی انسانها به ویژه در مردان با دیدن و مشاهده کردن تایید می شود. امروزه تمام رسانه های آموزشی جهان بر روش های غیر مستقیم آموزش و از طریق دیدن و شنیدن و مشاهده کردن تاکید دارند. هوش قضاوت کردن یا نکردن ، هوش تصمیم گرفتن یا نگرفتن ، هوش تغییر دادن یا ندادن ، هوش کم و زیاد کردن یک چیز ، هوش بهم وصل کردن ، هوش مونتاژ و ماژول سازی و دهها مورد هوش صنعتی که مربوط به انسان هزاره ی نوین است ، بخش های فروخفته ی آموزش متداول ما هستند. دانش آموزان در بستر آزمایشگاه با ابرمنطق های متغیر در آزمایشگاه تمرین مشق زندگی می کنند و ناتوانی دانایی کنونی را در مقابل ابرمنطق های آزمایشگاهی می آزمایند. راه خروج از ابرمنطق ها ، تنزل دادن آنها به تجربه هایی است که قبلا صحت و درستی نسبی آنها را می دانیم و می پذیریم. مثلا در صف نانوایی از افرادی که جلوتر از ما بودند ، درستی ادعای فرد مدعی را می پرسیم و مانند آن. آیا این ابزار همیشه کفایت می کند؟ چه ابر منطقی بر ذهن آموزش و پرورش ایران حکمفرمایی می کند؟ هنوز کسی به من نگفته است که ما چرا در ایران آزمایشگاه داریم و چر ا آن را تبدیل به زباله دانی می کنیم؟

منتشرشده در بحث روز فیزیک

چکیده: چون در کشور ما اقتصاد مبتنی بر فیزیک نیست، با فعالیت های مهارتی مانند یک شیئ لوکس یا دست و پاگیر برخورد می کنیم. اگر ضرورت داشت که از اقتصاد مبتنی بر فیزیک در ایران ، زندگی مردم تامین شود ، با فعالیت های مهارتی و آزمایشگاهی فیزیک به شیوه ی کنونی برخورد نمی کردیم. هم اکنون در اتحادیه ی اروپا ، انگلستان ، آمریکا و بسیاری از کشورهای توسعه یافته اقتصاد مبتنی بر فیزیک به عنوان یک جریان اقتصادی اصلی دنبال می شود. علاوه بر تولید علم ساینس در قالب پروژه های علمی و تجاری ، محتوایی غیر از تدریس فیزیک به عنوان صنعت فیزیک مطرح است. این محتوا از طریق فعال شدن مهارت های فیزیک در صنعت و تجارت ایجاد می شود. گنجاندن سوالات مهارتی در آزمون ها و کنکور و تمرکز کمتر بر آزمون های تستی می تواند بخش های ضعیف سیستم آموزش فیزیک را تقویت کند.

کلمات کلیدی: انتفاع ، اقتصاد ، آموزش فیزیک ، چرخه ، مهارت ، اقتصاد مبتنی بر فیزیک

کدمقاله (PACS):.Di 01.40


151109134306-06-einstein-relativity-exlarge-169 نمایش موارد بر اساس برچسب: تست گرایی

امروزه در جهان ، ساختن و راه اندازی و مدیریت یک رصدخانه جزو ثروت و درآمدملی اقتصاد مبتنی بر فیزیک است.

مقدمه

چالش ها و نوآوری های فیزیک یکی از برنامه های اصلی کشورهای توسعه یافته است. همواره یکی از سوالاتی که در طول سالیان سال با آن مواجه بودیم این بود که چرا با این همه فعالیت های متنوع در حوزه ی آموزش فیزیک ایران در طول سالهای گذشته تا کنون ، از برگزاری انواع همایش های علمی و آزمایشگاهی و انجمن ها تا طراحی انواع فعالیت های علمی و مسابقات آزمایشگاهی در سطح شهر ، تحولی آنچنان که باید و شاید در رشد آموزش فیزیک و حتی وضع معیشت معلمان فیزیک ایران رخ نمی دهد؟ مگر کشورهای دیگر چه کار می کنند؟ در بسیاری از کشورهای دنیا وضعیت آموزش فیزیک علاوه بر آموزش رسمی ، در بخش های مختلف صنعت نیز بسیار رشد کرده است و جزو ستون فقرات جامعه ی صنعتی شده است.

اما آموزش فیزیک در ایران کنونی ، دانشجویان و متخصصین فراوانی را در مشاغل مختلف به سوی خویش جذب می کند و متاسفانه آگاهانه حداکثر به کنکور ختم می شود و بعد کنکور دیپلم ، کنکور مدارک بالاتر منتظر شماست. اقتصاد کشور ما مبتنی بر فروش نفت و منابع طبیعی است. براساس جدول 113 حساب های ملی منتشره از سوی بانک مرکزی ایران در طول نه سال از 1375-1386 تراز خارجی واردات و صادرات ایران منفی بوده است[1]. نفت بعد از انقلاب از 13 دلار تا 110 دلار افزایش قیمت یافت. نفت 40 دلاری دولت با درآمدی 14 میلیارد دلاری در سال 94 در حدود 11 درصد درامدش به آموزش و پرورش و حدود 10هزار میلیارد تومان آن به آموزش عالی تخصیص داشت. بنابراین علیرغم تمام پول هایی که خرج این دو سازمان بزرگ می شود ، آن کار اساسی در کشور ما رخ نداده است که از ارزش افزوده ی علم و دانش یا کاربردها ، پول این وزارتخانه ها تامین شود و همگی هنوز سر سفره ی نفت نشسته ایم! سوال این است که چه کسانی باید اقتصاد مبتنی بر فیزیک را در ایران ایجاد کنند؟

چرا اقتصاد مبتنی بر آموزش فیزیک مهم است؟

برای پاسخ به این سوال بهتر است که کار خود را با چند سوال دیگر شروع کنیم: اصولا صنعت آموزش فیزیک ایران در کجای اقتصاد ایران تعریف شده است؟ آیا ما فیزیک آموختگان ، برای کنکورهای دانشگاه ها آموزش فیزیک میدهیم یا برای حرکت اقتصاد جامعه؟ منظور ما از تربیت متخصص فیزیک دقیقا چه جور فردی است؟ آیا او می تواند از علم فیزیک ، دانش نوین یا محصولی استخراج کند؟ آیا ما صادرات خارجی و تولیدات محصولات مبتنی بر فیزیک داریم؟ آیا کشورهای دیگر ، محصولات مبتنی بر فیزیک ما را می خرند؟ آیا وظیفه ی آموزش فیزیک ، ایجاد تحول در اقتصاد کشورهاست؟ آیا به تبع تحول در آموزش فیزیک و علوم ساینس ، اقتصاد کشورها نیز تغییر می کنند؟ آیا در طول 20 سال اخیر که اقتصاد کشورهایی مثل هند ، ترکیه ، مالزی ، چین ، تایلند و کره جنوبی در آسیا رشد کرده است ، اتفاقی در آموزش فیزیک و علوم ساینس آنها رخ داده است؟ آیا در ایران اقتصاد آموزش فیزیک داریم؟ فعالیت انتفاعی و فعالیت اقتصادی در آموزش فیزیک چگونه باید از هم متمایز شوند؟ چه فعالیت هایی بازار اقتصادی متخصصین آموزش فیزیک و فیزیک آموخته ها را تقویت می کند؟ چرا بنظر می رسد که انتفاع آموزش فیزیک ایران بیشتر از اقتصاد آموزش فیزیک ایران است؟

چرا آموزش فیزیک در ایران در دست شاخه ی مهندسی است نه متخصصین تعلیم و تربیت؟ چرا در ایران متخصصین آموزش علوم ساینس به ویژه متخصص آموزش فیزیک نداریم؟ آیا آزمون های کنکوری ملاک ارزیابی مهارت ها و تخصص فیزیک هستند؟ صنعت فیزیک ایران چرا تابحال به آموزش و پژوهش فیزیک نتوانسته جوش بخورد؟ اگر فعالیت های سفارشی نظامی و استراتژیک فیزیک را کنار بگذاریم ، مردم ما چقدر خودشان صنعت فیزیک تولید کرده اند؟ کی و چگونه بسترهای 250 هزار مقاله ی ISI ایرانیان به صنعت تبدیل خواهد شد؟ آیا فقط در حد درج در مجلات و ژورنال ها و کسب امتیاز و رتبه باقی خواهند ماند؟[2] چه کسانی باید پژوهش های موجود در کنفرانس های آموزش فیزیک را به صنعت تبدیل کنند؟ آیا با نگارش کتاب های جدید درسی اقتصاد آموزش فیزیک ایران متحول می شود؟ چقدر برای اقتصاد آموزش فیزیک ایران سرمایه گذاری شده است؟ بررسی هر کدام از این سوالات یک پژوهش ماندگار است و نفت ایران هم بالاخره یک روز تمام خواهد شد!

چرخه های اقتصادی مبتنی بر فیزیک در اروپا و برخی کشورها

در سال 2013 مرکز پژوهش های تجاری و اقتصادی جامعه ی فیزیکی اروپا به عنوان یک اجتماع علمی ، طی یک سند مندرج در اینترنت دو عدد خبرنامه ی رسمی را انتشار داد تا وضعیت چرخه های اقتصادی مبتنی بر فیزیک را در اروپا نشان دهد[3]. به همراه این گزارش ، یک گزارش تخصصی دیگری مربوط به انگلستان و کشورهای اطراف آن در حوزه ی فیزیک انتشار یافته است که برای جلوگیری از اطاله ی کلام خواننده را به مطالعه ی جداگانه ی آن دعوت می کنیم. این دو خبرنامه بر شواهد زیر دلالت دارند:

3.8 تریلون یورو سهم از حجم معاملات اقتصادی اروپا معادل با 15% کل این معاملات ناشی از فعالیت های مبتنی بر اقتصاد فیزیک است.

47 بیلیون یورو سهم هر ساله در طول بازه ی زمانی سالهای 2007-2010 ناشی از فعالیت های پژوهشی و توسعه ی آموزش فیزیک در اروپاست.سهم ارزش افزوده ی ناخالص (خرید- فروش = ارزش افزوده ی ناخالص) اروپا از فعالیت های مبتنی بر فیزیک است. 44.9 % از ارزش افزوده ی ناخالص اقتصاد اروپا از کارخانه ها و 50%باقی مانده بین مخابرات و اطلاعات و کارهای حرفه ای ، علمی ، تکنولوژیکی ، نفت ، گاز و تولید انرژی تقسیم می شود. این امر معادل با 11% ارزش افزوده ی ناخالص 27 کشور اروپایی است.بنابراین به طرز معنا داری اقتصاد اروپا ناشی از فعالیت های نوآورانه ی مبتنی بر فیزیک است.سهم فعالیت های پرقدرت و تولیدی مبتنی بر فیزیک 13% کل مشاغل اروپا معادل با 15.4 میلیون نفر از کل مشاغل اروپا را در بر می گیرد.

چین (2007) نزدیک به 45% ، 27کشور اروپایی (2008)نزدیک به 35% ، کانادا (2010) نزدیک 40% ، سنگاپور(2007) حدود 30% و آمریکا(2010) نزدیک به 30 درصد از تولیدات کالاهای خود را از قبل فعالیت مبتنی بر فیزیک به کشورهای دیگر صادر نموده اند.به همین دلیل توجه به آموزش فیزیک در خط اول نشانگان آموزشی این کشورهاست. جامعه ی فیزیکی انگلستان به تنهایی 45000 نفر از پژوهشگران عرصه های مختلف فیزیک را سازماندهی و رهبری می کند. از نگاه این جامعه ، فیزیک ستون فقرات اصلی اقتصاد اروپاست. 3.9 میلیون شغل از مشاغل انگلستان قادر هستند 220 بیلیون پوند به اقتصاد انگلستان کمک کنند.فقط در سال 2009 معادل با 100 بیلیون پوند صادرات مبتنی بر فیزیک داشته اند.به غیر از تدریس ، نزدیک به 78 گروه از مشاغل مبتنی بر فیزیک در این سند گزارش شده اند و مورد بررسی قرار گرفته اند. این مشاغل همگی با انجمن های تخصصی فیزیک کشور خود و جامعه ی فیزیک اروپا به نحوی ارتباط دارند. برخی از این مشاغل عبارتنداز تعمیر تجهیزات الکتریکی ، گسترش فعالیت های رادیویی , حمل و نقل فضایی ، ساخت کشتی و سازه های دریایی و...

بدیهی است که تمامی این 15 میلیون نفر شاغل مبتنی بر مهارت های فیزیک در اروپا و بسیاری دیگر از مردمانی که در کشورهای دیگر این گزارش تعداد آنها ذکر نشده اند ، فیزیک و آموزش های مهارتی آن را تجربه کرده اند و نقشی معادل یک نیروی کار متخصص و مطمئن را در صنایع این کشورها دنبال می کنند. خبرگزاری ایسنا در گزارشی دیگر به موارد مشابهی از نقش فیزیک در انگلستان اشاره کرده است [4]. بنابراین شواهد متنوعی از نقش اقتصاد فیزیک دیده می شود. اقتصاد فیزیک هم بدون آموزش فیزیک رخ نمی دهد.

از نظر تدریس و دستمزد نیز به عنوان مثال جامعه ی فیزیکدانان آمریکا در خبرنامه ی اکتبر 2010 خود وضعیت دستمزد تدریس دبیرستان و متخصصین فیزیک را طی سالهای 2008-2009 به صورت زیر عنوان کرده است:

  • دستمزد تدریس دبیرستان 32867 دلار
  • آغاز دستمزد کارشناسی فیزیک از 45000 دلار
  • آغاز دستمزد کارشناسی ارشد فیزیک از 60000 دلار
  • آغاز دستمزد دکتری فیزیک از 80000 دلار

این وضعیت پرداخت در شرایطی در حال رخ دادن است که مقدار میانگین حقوق یک فرد خدمتگزار منزل از 2005-2014 در محدوده ی 50-60 هزار دلار بوده است[5]. یعنی تدریس فیزیک در کشور آمریکا کار پولساز و انتفاعی نیست! بلکه بنظر می رسد آنها علم را برای تولید صنعتی و مهارتی به خدمت گرفته اند. آمریکا در صدر لیست مهاجرت دانشجویان جهان است. البته همان طور که در خبرنامه آمده است بسته به شرایط و امکانات سطح کار و مدرسه و دانشگاه و تبحر و تسلط فرد ، اعداد متفاوت خواهند بود. هر چند ما برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب ، کار آماری در تمام این کشورها برای مقایسه ی حقوق و دستمزد نکردیم ولی شاید بتوان گفت که تنوع مشاغل و فرصت های اشتغال (78 گروه صنعتی مبتنی بر فیزیک) باعث رشد صنعت و اقتصاد در این کشورها بوده است نه لزوما مبلغ دستمزد فیزیکدانان! همان چیزی که در گزارش اروپا نیز امده است.

آیا مهندسی انتفاع زیرساخت آموزش فیزیک ایران شده است؟

از زمان دارالفنون امیر کبیر تا کنون معلمان بسیار دلسوز و از جان گذشته ای مانند استاد احمد آرام ، نوروزخانی ، وثاقی و .... وارد جریان آموزش فیزیک و علوم ساینس ایران شدند و کارهای ارزشمند مهارتی آنها تا نسل های کنونی دستور کار کنفرانس های آموزش فیزیک و آزمایشگاه بود و حتی هم اکنون بسیاری از معلمان و استادان دانشگاهی در تلاش برای انجام کارهای مهارتی در دانشجویان خود هستند. همه ی اینها خواست شخصی و سلیقه ای آنها بود نه دستور سازمانی ! دستوری نداشتیم که معلم فیزیک را ملزم به کار مهارتی کند. اکثرا جزوه را می گفتند و آزمون می گرفتند. اگر کسی دوست داشت و بلد بود ، خودش و فراگیران را به کار مهارتی وا میداشت.

الگوهای مهارتی (مانند فعالیت های آزمایشگاهی ) همواره با فرد می مانند و تا سالیان سال نقش های تکمیلی شخصیت فرد را حمایت می کنند و در موقعیت های گوناگون اجتماعی و اقتصادی به فرد آموزش دیده کمک می کنند. مثلا به او می آموزند که برای بررسی نشت برق در خانه چه کند یا میزان آلودگی صوتی را چگونه نشان دهد.

به تدریج این جریان جزوه و سوال امتحانی و آزمون جدی تر از مهارت ها شد زیرا کم هزینه و کم دردسرتر بود و زحمت پیگیری کمتری نیاز داشت. کافی بود روی کاغذ چند سوال جواب داده شود. مدیران بالا دستی ، این مدل کار را راحت تر می توانستند بفهمند و به مردم و مسئولین گزارش کنند. ولی الگوهای آزمونی ، انتفاعی و ناپایدارند مثل آزمون های پایان سال و کنکور. فرد و تمام دانش محفوظاتی او ، فقط در یک نصف روز فعال هستند و بعد به کنار گذاشته می شوند و معمولا مهارت تست زنی را می آموزند! آیا شما تابحال از برگه ی سوالات امتحانی کنکورفیزیک خود برای حل یکی از مشکلات زندگی و صنعت استفاده کرده اید؟ اما ممکن است برای جابجا کردن یخچال منزل یا کپسول گاز 60 کیلوگرمی از یک مهارت آزمایشگاهی که آموخته اید کمک بگیرید یا برای آن یک ابزار صنعتی بسازید. الگوهای آزمونی هیچ حمایتی از زندگی فرد نخواهند داشت و فقط برای یک تعیین سرنوشت سیستماتیک داوطلب آموزش تعریف شده اند بنابراین به شدت انتفاعی هستند. چرا؟ زیرا در تفکر مهندسی ورودیINPUT و خروجی OUTPUT مهم است و نحوه ی فرآیند چندان مهم نیست. درصدها مهم هستند. هر چه راندمان بهتر ، انتفاع بیشتراست.

به همین دلیل آموزش فیزیک کشور ما را تحصیل کرده های مهندسی بهتر و بیشتر از آموزش دیدگان فیزیک مدیریت می کنند. چون ذهن دانش آموزان برای آنها مثل یک ماشین یا ربات است که باید به معماهای طراح سوال جواب دهد. از هر راهی ؟ مهم نیست ، مهم جواب آزمون است. در بهترین شرایط یک کنترل کیفیت آماری با تکنولوژی روز بعمل می آید که نتایج آزمونی چگونه است؟ مقایسه ی فرد در سطح خودش با رقبای کلاسی ، مدرسه ای ، شهری و کشوری! وضعیت فرد بر روی یک منحنی با تمام جزییات آماری نشان داده می شود. برگزار کننده در صورت استفاده کردن یا نکردن فراگیران سود انتفاعی خودش را می برد و معمولا به چیزی متعهد نیست زیرا مسئولیت او برگزاری و تعیین رتبه و در نهایت مشخص کردن امتیاز فرد است.

مبلغ انتفاع را نیز قبلا دریافت کرده است. پس کار تمام است. بیشتر تحصیل کرده های مهندسی یا کنکوری هایی که در رشته ی خود نتوانسته اند کار مناسبی پیدا کنند یا بمانند، فکر کرده اند که در تدریس فیزیک موفق هستند و با جذب و تعریف آموزش های مبتنی بر آزمون ها ، خیلی موفق و منتفع بوده اند ولی ضربه ای که به آموزش زده اند منجر به ظهور تحصیل کرده های بی مهارت شده است. قیف آموزش فیزیک در ایران فقط به سمت تدریس کنکور گشاد است و در زمینه های دیگر مهارت و برنامه ای ندارد. برای کسی که می خواهد تست بزند ، اره کردن یک چوب یا مهارت های بدنی چه ارزشی دارد؟ در شرایط طبیعی وجود تنوع شغل و وجود مهارت در افراد جامعه از ترافیک تمرکز افراد در بخش تدریس می کاهد و آنها را به حوزه هایی که در آن صلاحیت دارند هدایت می کند.

در حالی که در ایران ، افراد به راحتی با تخصص های غیر آموزش فیزیک به خود جرات می دهند فیزیک درس بدهند و کلاس های کنکور و غیره را مدیریت کنند. افراد انتفاعی می توانند جوری به شما آموزش دهند که بدون این که با کمک فیزیک مساله را حل کنید با یک داستان شاهد ، مساله را ضربه فنی کنید. این صلاحیت حرفه ای را چه کسی به این افراد اعطا کرده است؟ به کدامین مجوز آموزشی ، فردی از رشته های غیر آموزش فیزیک توانسته است آموزش دهنده ی فیزیک باشد؟ این امر علاوه بر آسیب زدن به حیثیت شغلی و حرفه ای معلمان فیزیک ، منجر به دلسرد شدن آموزش یافتگان فیزیک می شود. زیرا کاری که آنها با مشقت آموخته اند و آموزش می دهند و مبتنی بر مهارت هاست ، دیگران به راحتی با حذف مهارت ها در آن دخالت و اظهار نظر می کنند و انواع کج فهمی های آموزشی در قالب مهندسی معکوس و مانند آن را در ذهن دانش آموزان نهادینه می کنند. مهندسی معکوس فقط یک تکنیک است نه استراتژی یادگیری ! مهندسی معکوس برای اقتصاد و صنعت یک کشور عمر چندانی ندارد.

نمی توان باور کرد که کشوری با مهندسی معکوس موشک بسازد ولی خودروی ملی آن کلا وارداتی باشد و برای آلودگی هوای ناشی از بنزین منتظر باد و باران باشد. در شرایطی که خود نظام مهندسی و پزشکان و اصناف اجازه ی فعالیت افراد غیر را در شغل خویش نمی دهند ، آموزش فیزیک ایران دستخوش جولان دادن مهندسینی شده است که با دور زدن فرایندهای مهارتی ، تعداد فرمول را ملاک یادگیری مفهومی می دانند. ظهور فرمالیسم فیزیک ، آبشخور انتفاع تدریس مهندسی از فیزیک است. هزاران فرمول کتاب های تست را همین فرمالیسم فیزیک دامن زده است. این آفت از نبود سازوکار قانونی نظارت های تخصصی اتحادیه معلمان فیزیک و نظام ارزشیابی فعالیت های حرفه ای معلمان ایجاد شده است. مهندسی که در رشته ی شغلی و تخصصی خود نتوانسته جذب شود ، چگونه در آموزش فیزیک صاحب نظر است؟

چرا بسترهای مهارتی آموزش فیزیک اقتصادی و پایدار هستند؟

اما در ساختار آموزش فیزیک مبتنی بر فلسفه ی تعلیم و تربیت ، تمامی دانش و مهارت فرد واکاوی و آموزش داده می شود و به آن مهارت هایی که کسب کرده یا باید کسب کند در جامعه توجه شده است. دیگر فراگیر ربات یا ماشین نیست که به او کد بدهید و اجرا کند. باید خودش این مهارت را در ذهن و اندیشه ی خویش بسازد. در آموزش فیزیک مبتنی بر فلسفه ی تعلیم و تربیت ، نحوه ی فرایند یادگیری و جهان بینی و تفکر فرد و نیازهای جامعه به شدت مورد توجه است و از تکنیک های عددسازی در منحنی ها برای موجه جلوه دادن نتایج اندازه گیری تا اغماض عمدی گزارش های علمی به عنوان اخلاق حرفه ای فراگیر مورد توجه و نقادی قرار می گیرد.در هنگام نوشتن یک گزارش علمی ، استدلال علمی فرد همان مقدار مهم است که خطاهای آزمایش لاپوشانی شده اند حتی اگر برنده ی جایزه ی نوبل باشد[6]. در آموزش فیزیک مبتنی بر فلسفه ی تعلیم و تربیت ، همواره تیغ تیز آموزش فیزیک در دست پرسشگری علمی است نه طراحی معماهای درسی! هدف از آموزش فیزیک استاندارد ساختن و تربیت کردن شهروند مهارت دار است که دارای هوش تحلیلی و انتقادی باشد و بتواند در تلاطم آشوب های جامعه ، مسیر خود و وابستگان خودش را درست و براساس صلاحیت جامعه انتخاب کند و به زحمت دیگران نیافزاید.

در ارایه ی گزارش های فعالیت های خود و حفظ محیط زیست و جانداران مسئولیت پذیر باشد. حتی اگر در آزمون ها موفق بشود یا نشود باید دارای مهارت گفتگو و تحمل نقد باشد تا بتواند شغلی را تصاحب کند. مهارت ها توسط آزمون ها فراهم نمی شوند. مهارت ها توسط آموزش فیزیک استاندارد و اصولی که کاری به آزمون های متداول ندارد پیش می روند. مهارت باز و بسته کردن یک پیچ به روش علمی تا جداسازی یک الکترون ازاتم همگی از سرفصل های آموزش فیزیک استاندارد است. مهارت های شناخت متغیرهای اصلی مساله ، فرضیه سازی با متغیر ها ، کار با اعداد واقعی ، تعلیق قضاوت و.... در آزمون ها مشخص نمی شود. این مهارت ها را فرد باید در حین چالش با واقعیت های متداول و فلسفه ی خود بدست آورد. ما با آموزش کنکور و آموزش های انتفاعی ، این مهارت ها را حذف کرده و دور می زنیم و فکر می کنیم چون زودتر از بقیه به خط پایان رسیده ایم پس برنده ایم! اقتصاد مبتنی بر آموزش فیزیک یک اقتصاد مهارتی است نه انتفاعی. بر همین اساس است که صداقت و درستی نتایج یک برگه ی گزارش اندازه گیری آلودگی یا نقص یک محصول گاه میلیاردها تومان ارزش اقتصادی دارد!

فلسفه ی آموزش فیزیک انتفاعی چیست؟

نگاهی به برنامه ی رسمی تلویزیون ، سازمان سنجش ، مدارس و دانشگاه ها نشان می دهد که الگوهای ناپایدار لحظه ای مثل آزمون ها خیلی بیشتر از فعالیت های مهارتی در دستور کار اقتصاد آموزش فیزیک ایران قرار دارند و علت این موضوع را شاید بتوان در یکبار مصرف بودن چنین قضاوت های شناسایی کرد. آموزش های آزمونی ، به سرعت انتفاع خود را به سازمان مربوطه برمی گردانند و تعهدی برای سازمان مربوطه ایجاد نمی کنند. در کشور ما ترجیح داده می شود که فراگیران در رقابت های حذفی کوتاه مدت فعالانه شرکت داده شوند و حذف شوند یا بمانند و رقابت های تکمیلی بلند مدت در افق آموزش فیزیک عملا دیده نمی شود زیرا سازمان آموزش دهنده را به فراگیران متعهد می کند. فرد باید چیزی بیاموزد که برایش مفید باشد. لذا هر چیزی را نمی توان به او آموخت و باید پژوهش کرد ! نمی توان کتاب فیزیک درسی ملی چاپ کرد و ظرف دو هفته با ارایه ی دو فصل از آن تاییدیه گرفت. اما در آموزش انتفاعی مبتنی بر آزمون ، از هر راهی که فرد را بتواند از آزمون نسبتا موفق عبور دهد کفایت می کند! اصلا برنامه و تدارکات نمی خواهد و صرف این که عده ای تایید کنند برای اجرا کفایت می کند.

ما برنامه ای در کشور نداریم که بگوییم آنهایی که فیزیک کنکور را طی نکردند حالا فیزیک به چه دردشان می خورد؟ اما در عوض 950 موسسه ی رسمی و غیر رسمی فقط در تهران داریم که به شما می گویند چگونه در آزمون ها شرکت کنید و فیزیک کنکور را طی کنید![7].انگار آموزش فیزیک دبیرستان و دانشگاه جوری طراحی شده است که فراگیران فقط کنکور بدهند و دیگر هیچ مهارتی به دردشان نخورد. جالب تر قصه در این است که برای آموزش دیده های فیزیک هم غیر از تدریس دوباره ی سرفصل ها یی که خوانده اند ، شغل دیگری در جامعه و صنعت تعریف نشده است! گردش مالی سرسام آور آموزشگاه های علمی و آزاد شاهدی بر این مدعاست:

"طبق برآوردي که در تهران صورت گرفته 150 ميليون نفر ساعت از آموزشگاه هاي آزاد استفاده مي کنند اعم از کلاس کنکور ، جبراني زبان و ... که گردش مالي آموزشگاه هاي مجاز در اين زمينه حدود 300 ميليارد تومان است و در مجموع با آموزشگاه هاي غير مجاز اين رقم به 500 ميليارد تومان در سال مي رسد که از اين مقدار آموزشگاه هاي مجاز 5 درصد را به عنوان عوارض به حساب درآمدهاي عمومي دولت واريز مي کنند [8] . خوب است بدانیم که براساس آمار کمیسیون آموزش مجلس در سال 1393 گردش مالی موسسات آموزشی و کنکور در کشور از مرتبه ی 7 هزار میلیارد تومان در سال است که با بودجه ی 11 هزار میلیاردی خود وزارتخانه ی آموزش و پرورش قابل مقایسه است [ 9].

آمار دم دستی جمعیت آموزشی ایران

خوشبختانه سال گذشته 130میلیون نفر ساعت در بخش دولتی و 141میلیون نفر ساعت در بخش غیر دولتی آموزش مهارت کسب کردند[10]. از این قبیل آمارها نشان می دهد که اوضاع چندان بد نیست و بخش های درگیر جامعه بیکار نیستند و تلاش خود را انجام می دهند ولی هنوز به یک نقشه ی جامع نرسیده ایم. اسنادی مثل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش هنوز درگیر دستور کارهای عقیدتی هستند نه اجرایی. خوب است مجموعه ای امارهای مختلف وضعیت آموزشی کشور را در یک نگاه دم دستی بررسی کنیم تا ظرفیت های علمی فیزیک را در کشور بتوانیم تجسم کنیم.

  • تعداد دانش آموز     12.2 میلیون نفر
  • دانش آموز ابتدایی     6850000 نفر
  • دانش آموز راهنمایی    2212000 نفر
  • دانش آموز متوسطه    3270000 نفر
  • دانشجو    4.7 میلیون نفر
  • تعداد انجمن های علمی     348
  • تعداد مراكز رشد علم و فناوري    156
  • تعداد قطب علمي    154
  • تعداد پژوهشگاه‌ها    34
  • موسسه پژوهشي دولتي و غيردولتي    766
  • تعداد پارك‌هاي علم و فناوري    36
  • تعداد نشریات علمی - پژوهشی    1109
  • دانشگاه ها و موسسات  آموزش عالی    2276
  • تعداد معلم ابتدایی    358000
  • تعداد معلم راهنمایی    232000
  • تعداد معلم متوسطه    307000
  • تعداد پژوهش سرا    500
  • تعداد ناشران کمک آموزشی     110 (فعال 15)
  • ناشران دانشگاهی    420
  • تعداد متوسط کنفرانس های علمی در سال    122
  • تعداد رصدخانه ها    14
  • تعداد موزه های علم و فناوری    2
  • نورم درصد دانشجویان علوم پایه سال 89    7.2 درصد کل
  • نورم دانشجویان فییزیک در سال 89    13 درصد علوم پایه
  • نورم دانشجویان فییزیک در سال 89    0094/0 کل

جدول یک – آمار دم دستی وضعیت آموزشی کشور( این امار از سایت های نسبتا معتبر خبری مختلف جمع شده اند و اعداد آنها قطعی و رسمی وزارتخانه ها نیست). [11]و[12] و[13]

با همین آمار دم دستی امتیازات متعددی در فیزیک آموختگان ایران موجود است . با فرض نورم سال 1389 هم اکنون باید حدود 44000 نفر فیزیک خوانده داشته باشیم. کاری که طبق گزارش اتحادیه ی اروپا ، جامعه ی فیزیک انگلستان توانسته اند بکنند این است که این ظرفیت را در بخش مهارتی جامعه فعال کرده اند و برای آنها به غیر از تدریس فیزیک ، شغل مبتنی بر فیزیک ایجاد کرده اند.

چرخه های اقتصادی آموزش فیزیک در ایران

انواع سرمایه گذاری های آموزش فیزیک ایران را در نظر بگیرید[14]. از نگارش کتاب درسی تا ساخت رصد خانه همگی جزو سرمایه های پنهان و آشکار آموزش فیزیک هستند. برخی از این سرمایه گذاری ها بیشتر از بقیه در چرخه های اقتصادی آموزش فیزیک ایران به چشم می خورند . برای مدیریت مطلب آنها را در 7 گروه دسته بندی کرده ایم. اگر بسترهای اقتصادی آموزش فیزیک را شناسایی کرده و دسته بندی کنیم موارد زیر در آن به چشم می خورند :

  •     چرخه های اقتصادی آزمون محور A( ارزیابی ماهانه ؛ تیزهوشان ؛ کنکور ؛ المپیاد ؛ دانشگاهی ، تحصیلات تکمیلی ، تقویتی ، ارتقاء معدل)
  •     چرخه های اقتصادی آزمایش محورE( آزمایش های علوم ، آزمایش های کتب درسی ، شوی فیزیک ، مسابقات آزمایشگاهی ، پروژه های ساخت ، آزمایش های دستوردار درسی ، خرید و فروش وسایل آزمایشگاهی ، طراحی آزمایش های نو ، خرید و فروش کیت های آزمایشگاهی )
  •     چرخه های اقتصادی کتاب محور B( کتاب درسی ، کتاب کمک آموزشی ، تست و نکته در همه ی پایه ها تا دکتری ، حل المسایل ، نمونه سوال امتحانی ، راهنمای معلم )
  •     چرخه های اقتصادی همایش محور C( کنفرانس ها ، همایش ها ، کارگاه آموزشی ، سمینارها ، جشنواره ها)
  •     چرخه های اقتصادی مکان محور L( موزه های علم و فناوری ، موزه های موضوعی  ، پژوهش سراها ، آزمایشگاه ها ، مراکز تحقیقاتی داخلی و بین المللی، کتابخانه های تخصصی ، اردوگاه های علمی ، رصدخانه ها ، پارک علم و فناوری )
  •     چرخه های اقتصادی آی تی محورI( دی وی دی های منابع آموزشی ؛ نرم افزارها ؛ سایت ها ، مشاوره و تدریس های آنلاین و فیلم های تدریس یا آموزش موضوعی ، درس های اینترنتی ، مجلات و نشریه ها ، پوسترها)
  •     چرخه های اقتصادی تدریس محور T( رسمی موظف ، خصوصی ، نیمه گروهی ، کنکور ، فوق برنامه )

321214 نمایش موارد بر اساس برچسب: تست گرایی


شکل یک – سه چرخه ی اقتصادی مکمل در اقتصاد آموزش فیزیک ایران همواره فعال هستند. این سه چرخه همدیگر را درون یک سازمان تعقیب می کنند اما تاثیری در بخش صنعت نمی آفرینند چون درون سازمانی هستند.

خبر بد این است که بنظر می رسد چرخه های مبتنی بر کتاب ، تدریس و آزمون در اقتصاد آموزش فیزیک ایران بسیار افراطی فعال هستند( شکل یک ) . فعال بودن صدها آموزشگاه کنکور ، دهها ناشر کمک آموزشی و هزاران آموزش دهنده ی کنکور غیر معلم در مناطق مختلف کشور شاهدی بر این ادعاست. یکی از دلایلی که باعث جفت شدن این سه چرخه شده است گردش مالی راحت و سهل الوصولی است که بر اثر همکاری این سه چرخه در درون سازمان ایجاد می شود. کافی است مشتری نیاز داشته باشد که در آزمونی قبول شود ( که همواره این نیاز هست !) نیاز به مدرسی دارد که (نمونه سوالات آزمون را ) تدریس کند و مولفی که برایش (همه ی نکات و روش های حل سوالات آزمون را ) به صورت کتاب بنویسد. مهارت های صنعتی و اقتصادی هم که حذف شدند! این مهارت ها ، اقتصاد بیرون سازمانی را به گردش در می آوردند و در آن فرصت های شغلی می آفریدند. بیشتر آنها حالا حذف می شوند مهندسی آموزش فیزیک با حذف مهارت ها ، از سایر چرخه ها به عنوان خستگی درکن و زنگ تفریح فراگیر استفاده می کند تا فراگیر علم خسته و بی حوصله نشود! بر اساس دیدگاه مهندسی آموزش فیزیک ، سایر چرخه های آزمایش و مکان و همایش مستقل از یکدیگر هستند و لزوما از هم تبعیت نمی کنند و در ضمن بسیار زمانبر هستند.

نمی توان آزمون بدون کتاب و کتاب بدون معلم و معلم بدون آزمون تعریف کرد. اما می توان همایش بدون آزمایش و موزه و رصدخانه تعریف کرد. این وضعیت حتی دامن خود کنفرانس آموزش فیزیک را هم در سال های اخیر گرفته است . بنابراین رابطه ی بین سه چرخه ی تدریس ، کتاب و آزمون ضربی است و هر کدام صفر شوند اثر چرخه را تقریبا صفر می کنند. یعنی به صورت A×B×T×I عمل می کنند. معلم باید چیزی برای گفتن و ابزاری برای سنجیدن درس خود داشته باشد. با کمک تکنولوژی اطلاعاتی و آی تی می توان این امر را در دست گرفت مانند کلاس های هوشمند . از نگاه رایج مهندسی در آموزش فیزیک سایر چرخه های همایش و آزمایش و مکان جمعی هستند و اگر هم نبودند ظاهرا اتفاق خاصی نمی افتد! یعنی بیشتر به صورتI ×( E+L+C) رفتار می کنند. اگر به سمت و سوی کم رنگ شدن E-L-C برویم چرخش مالی کنونی آموزش فیزیک به سمت انتفاع فردی و سازمانی پیش خواهد رفت و اقتصادی برای ما نخواهد ساخت. در حقیقت در آن بدهکاری مهارتی عمدا حذف شده است. مهارت ها شکل نمی گیرند و در جامعه همچنان آزمون ها انتفاع دارند.

پیش بینی می کنیم که اگر ، بستر E-L-C را در کنکور و سوالات و تدریس ها به صورت فراگیر ( و نه فقط با تعدادی از معلم ها ) فعال کنیم ، به تدریج جریان های مهارتی نیز در صدر دستور کار آموزش فیزیک قرار می گیرند و آزمون ها و تدریس و کتاب نیز از دستورهای مهارتی تبعیت می کنند.

نتیجه گیری

علیرغم تلاش بسیاری از فرهیختگان علم در طول یکصد سال پیش تاکنون ، بازار آموزش انتفاع از آزمون ها بیشتر از اقتصاد مهارتی در ایران گرم است. آموزش دهندگان ترجیح داده اند که کار دم دستی و راحت نگارش سوال و آزمون را به جای کار پرزحمت مهارتی فیزیک دنبال کنند. آموزش فیزیک ایران چندین دهه است که در چرخه ی انتفاع افراد یا سازمان ها می چرخد و به دلیل درآمدزایی خوبی که دارد ، محل مناسبی برای تحصیل کرده های مهندسی نیز هست. خود این افراد مهارتی نداشتند که در جامعه جذب شوند! سازوکاری برای مدیریت این افراد تعریف نشده است و با دخالت شغلی در کار معلمی ، از طریق دامن زدن به حذف مهارت ها در اموزش فیزیک و تاکید بر فرمالیسم فیزیک ، موجی از هیجان علم در قالب کنکور را به صورت کاذب در جامعه آفریده اند و سالها از کنار آن انتفاع می برند.

در آموزش فیزیک ایران دور زدن مهارت ها و حذف آنها مانع از توسعه ی اقتصاد مبتنی بر فیزیک در جامعه شده است زیرا هدف از آموزش فیزیک در تمام سطوح ، کنکور بوده نه اقتصاد و صنعت جامعه. اگر چه هم اکنون آموزش فیزیک انتفاعی بیشترین گردش مالی را در کشور دارد ولی پیشنهاد می شود که با تعریف و طراحی سوالات کنکورها و آزمون ها بر اساس فعالیت های مهارتی ، ترغیب اهالی سیستم یادگیری کشور را برای یادگیری صنعتی بیشتر کرد. تربیت متخصصین آموزش علوم باید در صدر جایگزینی سیستم مهندسین مدرس قرار گیرد و برنامه های ارتباط با صنعت دستور آموزش باشد .

مراجع

تذکر : در نگارش این مقاله از سایت های مختلفی آمارها اخذ شده اند. نظر به این که این آمار رسمی و قطعی وزارتخانه ها نیستند و در خبرنامه های آنها به صراحت درج نشده اند فقط یک تخمین دم دستی برای خواننده باید تلقی شوند .

[1] به سایت بانک مرکزی ایران ، بخش حساب های ملی مراجعه نمایید.

http://www.cbi.ir/simplelist/2054.aspx

[2] http://www7.irna.ir/fa/News/81672936

]3] European Physical Society, The importance of physics to the economies of Europe, Executive summary of an analysis prepared by Cebr - Centre for Economics and Business Research for the European Physical Society, January, 2013

[4] http://www.isna.ir/news/91073019449

]5] http://www.deptofnumbers.com/income/us

[6] ریگدن ؛ جان ، سرویراستار متن انگلیسی ، دانشنامه ی فیزیک ، مرکز تحصیلات تکمیلی در علم پایه زنجان و بنیاد دانشنامه ی بزرگ فارسی تهران ،جلد 1 ، بهار، (1381) ، نگاه کنید به مبحث اخلاق ، ص 125 .( ابوکاظمی ؛ محمد ابراهیم ، سرویراستار برگردان فارسی) توضیح اینکه آزمایش میلیکان حایز رتبه ی جایزه ی نوبل هم شده بود.

[7]http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931007000433

[5]http://shaparakdaily.ir/shaparak/News.aspx?NID=77035

مصاحبه ی بالا توسط آقای اسفندیار چهاربند مدیر کل آموزش و پرورش تهران صورت گرفته و در سایت های مختلف درج شده است.

[9] http://www.parsine.com/fa/news/221704/

[10] http://iraneconomist.com/fa/news/109363

[11] http://www.hamshahrionline.ir/details/305191

[12]http://www1.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100854649885

[13]http://www1.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100892925270

[14] بخش هایی از این تقسیم بندی از کتاب ردیش اخذ شده است:

[14] Redish; E. F., Teaching Physics with the Physics Suite, John Weily & Sons Inc., Vol. 1, (2003).

منتشرشده در بحث روز فیزیک
Top