چرا سیم پیچ با هندسه ی خود شرایط مغناطیسی جدیدی را برای سیم مسی ایجاد می کند؟
گره زدن زندگی به دستورالعمل ابرمنطق ها و انتظار دخالت آنها در جایی که باید دخالت کنند و نمی کنند و یا ممانعت از عدم دخالت آنها در جایی که نباید دخالت کنند و می کنند ، نوعی ماتریس پیچیده از رفتارهای ذرات عالم را به ما نشان می دهد.این ماتریس به تعداد ذرات و انبوهه ی آنها بستگی دارد.بسیاری از مواقع از رفتار و خاصیت ناچیز ذره ای آنقدر خاطر جمع می شویم که آن را نزدیک به صفر می دانیم. مصادیق ناچیز بار الکتریکی و جرم الکترون و بیشتر ذرات اتمی چنین حالتی دارند.ولی در حجم انبوهه و انباشته ی همین ذرات ، خاصیت نوینی از ابرمنطق ها حکمفرمایی می کند که قانون کولن ، تخلیه ی الکتریکی و تشعشع الکترومغناطیسی نمونه هایی مستقیم از انبوهه ی ذراتی هستند که با رفتاری ابرمنطقی کار می کنند.
در علم فیزیک ، ما به طور آماری توزیعی از این رفتار ابرمنطقی را آنسامبل بندی کرده و مطالعه می کنیم. این مطالعه ی ما ، باز هم رفتار طبیعی و ذاتی نیست ولی تا حد زیادی در کنترل متغیرهای پیش بینی شده توسط ماست. اما تضمینی ندارد که همه ی متغیرهای ما در این محاسبات مشخص باشند .به همین دلیل باز هنوز متغیرهای جدیدی از نحوه ی چیدمان ما ، ایجاد می شوند که تعریف نشده اند و برای مطالعه ی بعدی قابل توصیف هستند.مثال واضح آن ، پیچیدن یک رشته سیم به دور یک مداد است تا با کمک آن یک سیم پیچ بسازیم. با هر قطر و ضخامتی که این سیم پیچ را بسازیم ، یک ابرمنطق مربوطه به این نوع پیچیدن وجود دارد که اجازه نمی دهد ، دفعه ی دیگر ، دقیقا همین مقادیر ایجاد شود. این موضوع در ساختن هر چیزی از یک میکروپروسسور تا مدیریت آب و فاضلاب شهری حضور دارد.هر روز نیاز جدیدی به سیستم تحمیل می شود و ما با راه حل های قبلی ، به حل سیستم و مساله ی نوین اقدام می کنیم و در این میان ، ابرمنطق چیدمان هم مشغول کار خودش خواهد شد.